قانون
قانون يكي از قديمي ترين سازهاي ايراني است كه توانايي بيان گوشه هاي موسيقي ايراني را دارد ولي متاسفانه مدت مديدي است كه در سرزمين ما ناشناخته مانده ، در حالي كه در كشورهاي همجوار سالهاست كه ازاين ساز استفاده شده است . تقريبا از نيم قرن پيش تا كنون، موسيقي دانان ايراني به اجراي اين ساز روي آورده اند ، اما با وجود اينكه زمينه كار اينان بر نغمه هاي موسيقي ايراني مبتني بوده است ، به دليل تقليد ناآگاهانه از روش و سبك نوازندگي موسيقي عربي، اين پندار اشتباه به وجود آمده كه ساز قانون عربي است و آن را بايد به شيوه عربي نواخت، حال آنكه اين سبك در قانون نوازي ، علاقه مند به موسيقي ايراني را فرسنگها از شناخت اصول و ظرايف اين ساز كه كاملا با موسيقي ايراني منطبق است، دور مي سازد. از آنجا كه نوازندگي بر روي هر ساز و بيرون كشيدن « نغمه » هاي گوناگون از آن ، گذشته از توانايي و مهارت نوازنده ، بستگي به امكانات و موانعي دارد كه در خود ساز و ساختمان آن نهاده شده است ، اينك بايد انديشيد در ساز قانون كه قرنها خارج سرزمين ايران ، در كشورهاي عربي زبان ، ترك زبان و ارمني زبان ، بيرون از مسير موسيقي ايراني به رشد و تكامل خود ادامه داده و « بياني » غير ايراني يافته است ، آيا مي توان آن را به سازي با بيان موسيقي ايراني و با امكاناتي ويژه اصول و ظرايف اين موسيقي ، و با همان پرده بنديهاي مخصوص آن تبديل نمود ؟
اين تبديل البته غير ممكن نيست ، هر چند كه موسيقي دانان ، يعني آن گروه از نوازندگان پنجاه ساله اخير ، كه به معرفي اين ساز و اجراي آن دست يازيده اند ، متاسفانه به فكر اين تبديل نبوده و قانون را كماكان به همان شيوه عربي اجرا كرده اند و جاي بسي تاسف است كه برخي از نوازندگان پيش گفته ، حتي همان شيوه اجرايي را در تعليم به شاگردان خويش به كار گرفته اند ، در نتيجه اصالت راستين و نخستين آن به مرور از ميان رفته ولحني غير ايراني از اجراي ساز قانون انتظار مي رود . حال آنكه مي توان با احساس مسئوليتي لازم شيوه نوازندگي اين ساز را بر پايه نياز موسيقي ايراني منطبق كرد و بر اين زمينه به آموزش و فراگيري اين ساز پرداخت و شيوه هاي متداول در كشورهاي همسايه را به كلي فراموش كرد . قانونهاي فعلي موجود در ايران كه بر اساس پرده بنديهاي خاص خود از كشورهاي ديگر به سرزمين ما وارد شده و يا از روي همان الگوها در ايران ساخته شده اند ، هيچيك جوابگوي موسيقي ايراني نيستند . اين توضيحات ، از يك سو ظرايف موسيقي ما را به سادگي در اختيار نوازندگان و نو آموزان مي گذارد تا به ياري آنها بتوانند قانونهاي موجود را كه خارج از پرده بندي ايراني است ، از راه كوك و تغييرات جزئي ، با پرده بندي اين مجموعه تطبيق دهند و از سوي ديگر خود پيشنهادي همه جانبه است براي سازندگان ساز قانون كه از اين پس ، اين نكات را در نظر داشته باشند ، ضمنا يادآوري اين نكته نيز لازم مي نمايد كه با پرده بندي پيشنهاد شده و امكاناتي كه اين ساز مي تواند در اختيار نوازنده بگذارد ، نه تنها مي توان هر قطعه موسيقي ايراني را در همه مقامها و دستگاهها به اجرا در آورد ، بلكه توان اجراي اغلب قطعات نوشته شده براي سازهاي ديگر اعم از ايراني يا غربي را نيز خواهيم داشت .
تاريخچة ساز قانون و مخترع آن
عدهاي معتقدند كه مخترع اين ساز فارابي است و برخي ديگر ميگويند منشاء آن خراسان بوده و در قرن سيزدهم (ميلادي) در موصل پيدا شده، هر چند هيچيك از اين نظردهندگان دليل بر ادعاي خود ندارند. واقعيت اين است كه در فرهنگ كلاسيك شرق، ردي از سازهاي خانوادة سيتار پيدا نشده و سرمنشاء قانون نيز، مانند سرچشمة بسياري از سازهاي ديگر، تاريك مانده است. آنچه بيشتر محتمل ميرسد اينكه قانون از سرزمينهاي شرق نزديك،, به اروپا رسيده و در كشورهاي اروپايي با مكانيزه كردن آن، بزرگترين ساز كلاويهدار سيمي را ساخته و پرداختهاند...
سيمون ژارژي مينويسد:
كلمة «قانون» از نظر لغوي در زبان عربي، به معناي «قاعده» است ولي از نظر موسيقي، نام سازي است متعلق به خانوادة قديمي سيتار (Cythare)، كه در قرون وسطا تحت عنوان Canon يا miocanon به اروپا آورده شد، اين ساز داراي يك جعبة چوبي به شكل ذوزنقه است كه به وسيلة دو انگشت سبابه و دو مضراب (كه ميان حلقهاي كه به انگشت كردهاند و خود انگشت قرار ميگيرند) نواخته ميشود.
براي نواختن ساز، آن را بايد روي زانوها، يا روي ميز قرار داد.
سيمهاي ساز، به تعداد 72=3×24، به فواصل دياتونيك كوك ميشوند، براي تامين تغييرهاي كوچك كافي است جهت «كليد»هاي كوچكي را كه براي هر صدا پس از گوشي كوك تعبيه شده، تغيير دهيم. قانون به مثابة همراهي كنندة آواز كمتر به كار ميرود، ولي در شركت با اركستر، به همان خوبي عود صدا دهندگي دارد.
فارابی این ساز را هزار سال پیش، به صورت 45 سیمی اختراع و در کتاب خود «الموسیقی الکبیر» بیان کرده است. صفی الدین آن را «نزهه» نامیده است. امروزه در سراسر آفریقا و آسیا، ساز قانون از زدة سازهای سنتی و هنری اعراب به شمار میرود. قانون معمولاً توسط مردان (و استثنائاً به وسیلة زنان) اجرا میشود. تکنواز (سولیست) قانون، هر گاه با ارکستر همراهی میشود، در ردیف اول نوازندگان می نیشند و اگر در نقش همراهی با تکسرا اجرا کند، روبروی او قرار میگیرد که در این حالت نقش رهبر تکسرا را ایفا میکند.
قانون سازان مصری را میتوان از صدها سال پیش، یکی از بهترین سازندگان آن معرفی کرد.
از لحاظ دسته بندي سازها قانون جزء سازهاي زهي مترابي از آلات (ذرات الاوتار مطلق است و تعداد سيمهاي آن در مجموع، از 63 تا 84 متغير،م و قانون معمول در تركيه داراي 72 سيم است. سيمها از رودة گوسفند يا نوعي نايلون ساخته شده، كه به دور گوشيهايي كه وضع ستوني دارند، پيچيده ميشوند.م وسيلة نواختن، مضرابي است كه توسط انگشتانه به انگشت سبابه ميكنند. هر سه سيم قانون هم صدا كوك شده و يك صوت از آنها بر ميآيد، از اين رو از قانون 72 سيمي، تنها ميتوان 24 صوت به دست آورد. قانون مصري 78 سيمي و 26 صوتي است.
سطح فوقاني قانون متشكل از پوششي چوبي، به شكل ذوزنقه است كه سمنت راست نوازنده، قسمتي كم و بيش باريك آزاد است كه به پنج خانة چهار گوش (طي ارتفاع ساز) تقسيم شده، روي آن پوست ميكشند. ضلع سمت راست (به طول تقريبي 40 سانتيمتر) قائم به هر دو مبلغ موازي پيش گفته است و ضلع سمت چپ اضلاع موازي را به طور مورب قطع ميكند. گاه چهار تكة جداگانه يا يك تكه، روي پوست خرك نصب ميشود كه به پنج پايه در زير پوست تكيه ميكند. در طرف چپ نوازنده 26 گوشي سه تايي به طور عمودي، و 156 كليد تغيير دهندة كوچك مسي، يا از فلزي ديگر، قرار دارند به اين ترتيب، بر روي هر سه سيم هم صدا، 16 كليد، در محلي كه سيمها به گوشيها ميرسند، مورد استفاده قرار ميگيرد. با اين كليدها صداي ساز در هر سه سيم جداگانه، اندكي به دلخواه زير و بم ميشود، اما تنظيم كوك به وسيلة گوشيها صورت ميگيرد. هر گاه نوازنده بخواهد در مقامي ديگر بنوازد، با دست چپ كليدها را بالا يا پايين ميبرد و در همين حال با دست راست روي سيمها مينوازد.
نوازندة قانون در حاليكه روي صندلي نشسته است، ساز را در هنگام نوازندگي روي زانوي خود ميگذارد (تا 50 سال پيش، ساز خيلي پايينتر از بدن نوازنده قرار ميگرفت).
نوازنده دو دست خود را به فاصلة يك اكتاوروي ساز ميگذارد و دست چپ اندكي ديرتر از دست راست به سيم زخمه ميزند، در اين حالت صوتي دو صدايي، و همنام به فاصلة اكتاو از ساز شنيده ميشود.
اجزاي تشكيل دهندة ساز قانون
1- جعبة ذوزنقه شكل ساخته شده از چوب
2- پرده گردان: كليدهاي كوچك و متحرك كه در سمت چپ ساز بعد از شيطانك نصب شده و باعث تغيير صدا ميشود.
3- شيطانك
4- محل گرة سيمها
5- سيمها (هر سه سيم با يكديگر همصدا كوك ميشوند).
6- گوشي
7- خرك
8- پاية خرك
9- شبكههاي صوتي
10- صفحة رو
11- صفحة زير
12- ضلع كوچك
13- ضلع بزرگ
14- پوست
15- حلقههاي مضراب
16- مضراب
17- كليد كوك
طريقة نشستن: براي نواختن قانون، آن را روي ميزي كه تا اندازه اي به طرف نوازنه شيب داشته و با وضع نشستن متناسب باشد قرار داده، نوازنده مقابل آن مينشيند به طوري كه قاعدة بلند جعبه (كه سيمهاي ضخيم دارد) در پايين و نزديك به نوازنده قرار گيرد. ميز از صندلي نوازنده كمي بلندتر (و بهتر است زير آن خالي) باشد، به طوري كه درحالت نوازندگي اعضاء بدن به شكل زير قرار گيرد:
1- ساعد با بازو يك زاوية قائمه تشكيل دهد.
2- پشت، كاملاً صاف باشد و به طرف جلو خم نشود.
3- آرنجها بيرون از بدن قرار نگيرد.
4- دستها روي سيمها تكيه نكند.
5- هر دو دست از شانهها در حالت نواختن آزاد باشد. (به دست فشاري وارد نشود)
گاه ممكن است بنا به ضرورت مجبور به قرار دادن قانون بر روي پا باشيم.
در اين شرايط يك پا را بر روي پاي ديگر انداخته و ساز را روي پا قرار ميدهيم.
حتي ميتوان روي زمين (به اصطلاح عاميانه چهار زانو) نشست و ساز را روي پاها قرار داد.
وسيلة نواختن:
عبارت است از دو حلقه فلزی که از جنس نقره، برنج و... که به طور پهن و مدور (به اندازه بند دوم انگشت نشانه) ساخته شده باشد.
مضرابهايي كه داخل حلقه قرار ميگيرد از شاخ گاو، گوزن، بز كوهي و... ساخته شده است.
حلقهها را در انگشت نشانه (بند دوم) قرار داده و مضراب را به طرف داخل دست، ميان حلقه و انگشت جاي ميدهيم.
اندازة مضراب ساخته شده بايد از نوك انگشت نشانه كمي بلندتر باشد و از زير بند دوم انگشت، پايينتر نيايد.
طريقه مضراب زدن: ابتدا روي يكي از سيمها به وسيلة دست راست يا چپ ضربهاي بزنيد (موقع مضراب زدن انگشتهاي نشانه بايد از بند آخر خم شود) به طوري كه وقتي مضراب سيم را لمس كرد صدايي كه از آن برميخيزد صاف و شفاف باشد و اين در صورتي امكان پذير است كه هر سه سيم هم صدا در يك لحظه و هم زمان به صدا درآيند.
براي انتقال نيرو به مضراب در يادگيري مراحل اوليه، و هنگام مضراب زدن با دست راست و چپ بايد انگشتي كه مضراب در آن جاي دارد انگشت شست را لمس كند. اين علم براي قوي شدن انگشت و مضراب موثر است، كه بايد آن را در تمرينهاي اوليه اموخت. در تمرينهاي مربوط به مراحل بالاتر كه اجراي ساز رفته رفته سريعتر شده و حالتهاي گوناگون به آن داده ميشود، ديگر نيازي به تماس انگشت نشانه با شست نيست. در هنگام ضمراب زدن انگشت شست زير انگشت نشانه قرار ميگيرد. ساير انگشتان (سه انگشت ديگر) نه بايد جمع و نه باز باشد (به حالت برداشتن مدادي كه به طور افقي در جايي قرار دارد).
طريقة اجرا:
براي نواختن ساز قانون معمولاً دو طريقه به كاربرده ميشود:
1- دستها در طرفين: هنگام اجراي ساز، دست راست به موازات پوست قانون (در قسمتي كه پوست به چوب ميچسبد) و دست چپ در سمت چپ ساز به موازات پرده گردانها و به طور مايل حركت كند. به اين ترتيب دستها در طرفين ساز قرار ميگيرند.
وسعت ساز قانون در كشورهاي مختلف:
سازقانون در كشورهاي مختلف (مانند مصر، تركيه، ارمنستان و شوروي، ايران و...) به اندازة ها و با وسعتهاي متفاوت ساخته شده است و بدين جهت تعيين يك وسعت واحد براي سازقانون مقدور نيست.
* قانونهاي (مصري) 26 صدايي
* قانونهاي (تركيه) 24 و 25 صدايي
* قانونهاي (ارمني) 22 صدايي
* قانونهاي (ايراني) 27 صدايي
هنری جورج فارمر چنین مینویسد: ساز «نزهه» دوبار بزرگتر از سازی است که ذوزنقه شکل بوده و به نام «قانون» خوانده میشود. در حالی که ساز دومی قانون به فارابی نسبت داده شده، ساز اولی «نزهه» را بایستی از ابداعات صفی الدین عبدالمومن دانست.
نوازندگان قانون
رحیم قانونی
جلال قانون
مهدی مفتاح
سینا آقارضی
ملیحه سعیدی
* * * * * * *
ویولون
ساز زهی آرشهای است. این ساز کوچکترین عضو خانواده ویولن است.
برای نواختن معمولاً روی شانه چپ قرار میگیرد و با آرشه که در دست راست نوازنده است نواخته میشود.
این ساز هیچ محل ثابت و ساکنی به عنوان تکیه گاه ندارد و خود نوازنده نیز چنین وضعی دارد جز در آن نقاطی که پایش زمین را لمس میکند. دستهای نوازنده باید تا حد زیادی انعطافپذیر و قوی و دارای حالت فنری باشد و همیشه در سطح شانه یا در حدود آن سطح به کار گرفته شوند
سیمهای ویولن از زیرترین تا بمترین سیم به ترتیب زیر کوک میشوند: می سیم اول، لا سیم دوم، ر سیم سوم، سل سیم چهارم. خرک (در جلو)، گریف (جسم سیاهرنگ در عقب) و سیمهای ویولون
بنابراین اصوات سیمهای مجاور نسبت بهیکدیگر فاصله پنجم درست را تشکیل میدهند. در این وسعت صدا ویولن قادر است تمام فواصل کروماتیک غربی و فواصل کروماتیک مخصوص موسیقی ایرانی و هر موسیقی دیگر را حاصل کند
قسمتهای ساز ویولن عبارتاند از:
آرشه: یا کمان ترکهای چوبی است که رشتههای موی دم اسب در طول آن کشیده شده و به دو سر آن ثابت شده است.
تنه: جعبهای که ما بین طبله (تخته روئی)، زیره (تخته زیرین) و جدارهای طرفی محصور شده است. در روی طبله سیمها، چوب آبنوس تکیه گاه سیمها، خرک، سیمگیر و دو شکاف قرینه به شکل f قرار دارد.
دسته یا گردن: در واقع دنباله چوب آبنوس تکیه سیم هاست که محل انگشت گذاری نوازنده در قسمت بالای آن قرار دارد. نوازنده ویولن قادر است در تمام طول چوب آبنوس انگشت گذاری کند.انتهای دسته به جعبه کوچکی ختم میشود که سیمها در درون آن به دور گوشیهای کوک پیچیده میشوند.
خرک: بین سیمها و طبله ویولن قرار گرفته و فشار سیمها آن را عمودی نگهمیدارد. نقش خرک آن است که ارتعاش سیمها را به طبله و به جعبه ویولن منتقل کند. و نیز در داخل جعبه میلهای چوبی تقریباً زیر خرک، اندکی بلندتر از جدار طرفی قرار داده شده که شکل گرده ماهی، طبله و زیره را حفظ کند.
گریف: از آبنوس ساخته شده و در طول گردن ویولن چسبیده است و تا میانهٔ جعبهٔ ساز ادامه دارد. گریف جایی است که نوازنده با انگشت خود سیم را به آن میچسباند و به این ترتیب طول سیم را کوتاه میکند و نتهای مختلف را مینوازد.
سیم گیر: از آبنوس ساخته شده و در فاصله اندکی از خرک تا آخر تنه ویولن کشیده شده است. با زهی از جنس روده یا پلاستیک به دکمهای که در قسمت پائین جدار تعبیه شده بند میشود.
سیمها: سیمها از جعبه کوچک سر ساز آغاز شده در طول چوب آبنوس تکیهگاه سیمها ادامه یافته، از روی خرک عبور کرده و در سیمگیر مهار میشوند. سیمهای ویولن قبلا از روده گوسفند (زه) ساخته میشد. امروزه در سیمهای بمتر، روی روده سیم فلزی نازکی میپیچند و در سیمهای زیرتر از مفتول فلزی تنها استفاده میشود.
نقش این ساز چه در ارکستر بزرگ، به طور جمعی و چه در ارکستر مجلسی و انفرادی بسیار پر اهمیت است در یک پارتیتور موسیقی ارکستری، ویولنها از تمام سازهای دیگر کمتر سکوت دارند.
نخستین سازندگان معروف ویولن در ایتالیا پیدا شدند. گاسپارو داسالو نخستین ویولن حقیقی را ساخت، اما معروفترین ویولنها در شهر کرمونا ساخته شدند. آندره اماتی و فرزندش نیکولا آماتی و شاگردش آنتونیو استرادیواریوس، بهترین ویولنهای دنیا را تاکنون ساخته اند.
جالب این که در عربی ویولون را با نام فارسی «کمان» مینامند.
ویولونیستها
پرویز یاحقی
* * * * * * *
ویولن آلتو (ویولا)
از نظر ساختمانی و طرز گرفتن عیناً شبیه به ویولن، و فقط حدود چند سانتیمتر از آن بزرگ تر است. تفاوت دیگر این ساز با ویولن در کوک و وسعت آن است.
فواصل سیم ها در این ساز نیز، مانند ویولن، پنجم است و باید دانست که نت این ساز را با کلید «دو»ی روی خط سوم می نویسند.
نقش تکنواز در این ساز کمی کم تر از این نقش در ویولن است، در عوض ویولن آلتو یکی از اعضای مهم همنوازهای کوچک، و همنواز بزرگ (سمفونیک و نظایر آن) است.
* * * * * * *
ویولنسل
ویولن سل چنان بزرگتر از ویولن و ویولا است که نوازنده مجبور است آن را برای اجرا بر روی زمین ما بین پاهای خود تکیه دهد. در حالیکه خود روی صندلی می نشیند. از این جهت در انتهای تحتانی ویولنسل میله ای آهنی نصب شده ( که در غیر هنگام اجرا آنرا باز می کنند یا می پیچند و به داخل جعبه سر می دهند.)
و نوک آنرا روی زمین قرار دارد.
نت این ساز را در اصوات بم با کلید فا در اصوات وسط با کلید دو و در اصوات زیر با کلید سل می نویسند.
تعریف لغت نامه ای:
در وجه تسمیه این ساز به زبانهای فارسی و فرانسه اشتباهی وجود دارد. توضیح اینکه سلو به معنی کوچک و ویولن سل به معنی ویولن کوچک است. در حالی که این ساز به مراتب بزرگتر از ویولن است.
در تحلیل این نکته باید گفت که کلمه ویولن اساسا عنوان سازی بوده به بزرگی کنترباس امروزی و ویولن سل، همان شکل و ترکیب را در حجم کوچکتری عرضه می کرد.
ویولن سل عضو سوم رده سازهای زهی شمرده می شود. این ساز بیش از ویولا و کم و بیش مانند ویولن قابلیت اجرای تکنوازانه، شرکت در ارکستر مجلسی و نیز در ارکستر را دارا می باشد.طنین آن خصوصیتی دارد که به نوازنده و شنونده هر دو راحتی اعصاب می بخشد.
* * * * * * *
کنترباس
بزرگترین و بم ترین عضو گروه سازهای آرشه ای است.
از کنترباس به عنوان تنها ساز مدرن خانواده ویولا دا گامبا نام برده میشود، خانوادهای که اصلیت اروپایی دارد و در قرن ۱۵ میلادی پدید آمد. به همین خاطر میتوانیم به این ساز ویول بیس نیز بگوییم. با این حال این مسئله که آیا کنترباس مستقیماً از خانواده ویولا دا گامبا است یا نه، به طور کامل به جواب نرسیدهاست. پال برن در کتاب «تاریخی از کنترباس»، با اشاره به چندین منبع می گوید کنترباس به عنوان یک بیس حقیقی در خانواده ویولون ریشه دارد. وی توضیح میدهد، در صورتی که شکل ظاهری کنترباس به خانواده ویولا دا گامبا شبیه میباشد، اما ساختمان داخلیاش تقریباً با سازهای خانواده ویولون برابری میکند، و با ساختمان داخلی ویولاها بسیار متفاوت میباشد.
تعداد سیم های آن چهار یا پنچ تا است.
در قرن نوزدهم و کمی قبل از آن این ساز سه سیم داشته است. در حال حاضر سیم های کنترباس به فاصله چهارم کوک می شوند. صدا و تن این ساز از گیتار بیس پردهبندی شده متمایز است و بیشتر به ویولون سل شبیه است. در این ساز اصوات عملا یک اکتاو بم تر از نتی که برای آن می نویسند صدا می دهند.
در کنترباس هائی که پنچ سیم دارند سیم های چهار و پنج به فاصله سوم کوک می شوند .
این ساز را به صورت ایستاده می نوازند.
سطح ساز در عقب بر خلاف سه ساز دیگر گرده ماهی نبوده بلکه صاف است.
اختلاف دیگر این ساز دز آن است که امروزه سیم های کنترباس به فاصله چهارم کوک می شود.
نکته دیگر اینست که در این ساز اصوات عملاً یک اکتاو بم تر از نتی که برای آن می نویسند صدا می دهد.
برخی از کنترباس ها دارای پنج سیم است، دو سیم 4 و 5 در این نوع کنترباس، به فاصله سوم کوک می شود.
برخی دیگر در این ساز، چهار سیمه با همان کوک یاد شده در بالا است، ولی سیم بم(می) به یاری دستگاهی مکانیکی که در ساز تعبیه شده، می تواند تا فاصله سوم بزرگ ( نت «دو») بم تر شود و دوباره به کمک همان دستگاه نت «می» را بشنواند.
امروزه این ساز در موسیقی کلاسیک غرب به عنوان یک ساز زهی استاندارد شناخته شدهاست، و در ارکستر سمفونیهای مدرن در کنار بقیه سازهای زهی کوچکتر استفاده میشود. علاوه بر این، کنترباس در دیگر سبکهای موسیقی مانند جاز، بلوز و راک اند رول کاربرد دارد.
* * * * * * *
نی
سازی است متشکل از یک لوله استوانه ای از جنس نی که سراسر طول آن از هفت بند و شش گره تشکیل شده است ( به این دلیل این ساز را نی هفت بند نیز می گویند)
نی به قطرهای متفاوت از 5/1 تا 3 سانتی متر و طولهای مختلف حدود 30 تا 70 سانتی متر ساخته شده، در تمام آنها، روی لوله کمی در قسمت پائین 5 سوراخ در طرف جلو و یک سوراخ در قسمت عقب قرار گرفته، و در یک یا دو انتهای نی روکشی برنجی با طولی کوتاه لوله نئی را پوشانده است، و لبه لوله در قسمت دهانی آنقدر تیز است که من تواند لای دندانها قرار گیرد.
نی از انواع سازهای بی زبانه است.
هوا از طریق نفس نوازنده ار انتهای بالائی به درون فرستاده شده و قسمت اعظم آن از نزدیکترین سوراخ باز خارج می شود.بنابراین باز و بسته شدن سوراخ ها به توسط انگشتان هر دو دست نوازنده، طول هوای مرتعش و طول موج ارتعاش را زیاد و کم کرده و در نتیجه صوت زیر و بم مي شود.
این ساز را نمی توان کوک کرد.
یعنی کوک آنرا چنانکه در سازهای زهی با پیچاندن گوشی ها میسر است نمی توان تغییر داد. بدین نسبت نمی توان آن را با ساز دیگر منطبق کردو از اینرو معمولا در نقش تکنوار ظاهر می شود.
گاه اگر چه بسیار به ندرت که بخواهند از صوت نی در همنوازی ارکستر استفاده کنند. ناگزیر نوازنده ساز تعدادی نی را با کوک ها مختلف فراهم کرده و در دسترس خود می گذارد تا در طی همنوازی یا همراهی صدای خواننده به تناسب موقع از یکی از نی ها استفاده کند.
وسعت صدای نی حدود دو اکتاو و نیم است، ولی میدان صدا یا کوک در سازهای مختلف تفاوت می کند.
اجرای اصوات در اکتاوهای بالاتر به وسیله فشار هوا عملی است. به عبارت دیگر با دوبرابر کردن فشار صداهای حاصله یک اکتاو زیر می شود و باید دانست که هر نی فاقد
یکی دو صدا است.
نی از دسته سازهای محلی است و تغریبا در تمام نقاط ایران معمول است. نوازندگان محلی با ابتکاری سنتی تا اندازه ای از قطع شدن صدای ساز هنگام تازه کردن نفس جلوگیری می کنند.
توضیح آنکه در حین نواختن، هوا را از بینی به ریه و نیز به لپ ها داخل کرده ذخیره می کنند و این هوا را به تدریج به درون لوله می فرستند.
نی کامل دارای هفت سوراخ است و معمولا آن را هفت بند می گویند. عدد هفت یکی از اعداد مقدس بابلیهاست و نزد قدما عدد کامل بوده است.
بابلیها به علم نجوم اهمیت بسیار می دادند، علوم آنها با اعقاید دینی آمیخته بود و تصور می کردند عطارد، زهره، مریخ، مشتری، زحل و آفتاب و ماه از مظاهر خدایانند، و از هفت روز هفته هر روز را به ستایش یکی از خدایان اختصاص داده بودند.
* * * * * * *
قره نی یا کلارینت
قره نی سازی انتقالی است و باید گفت انواع مختلفی از این ساز ساخته شده که هر یک با فاصله ای دیگر، انتقالی هست. ما در اینجا از قره نی سی بمل که رایج ترین نوع قره نی است گفتگو می کنیم.
قره نی از دسته سازهای یک زبانه ای است و متشکل است از یک لوله استوانه ای که انتهای آن کمی مخروطی شده است.
در انتهای بالای ساز، تکیه گاهی مانند منقار، از جنس چوب، کائوچو یا پلاستیک تعبیه شده، که از یک سوی ان تقریبا صاف و سوی دیگر سطحی منحنی است و در سوی صاف آن تیغه ای نئی بر منقار تکیه کرده است( زبانه)
این قسمت را مجموعا دهانی می نامند که در موقع نواختن کاملا در دهان( و احیاناما بین دندانها ) قرار می گیرد. علاوه بر دهانی قسمت های دیگر نبز در این ساز به نظر می رسند که همگی می توانند از هم جدا شوند.
تعداد کلیدها و سوراخ های قره نی، بسیار بیشتر از کلیدها و سوراخ های فلوت و به همین دلیل انگشت گذاری این ساز مشکل تر از فلوت است.
وسعت صدای قره نی از سازهای بادی دیگر نسبتا بیشتر است.
قره نی باس یا باس کلارینت:
این ساز با همان اصول انگشت گذاری قره نی معمولی، یک اکتاو بم تر از آن صدا می دهد. بر خلاف کلارینت معمولی متشکل از لوله مستقیم در سراسر طول خود نیست،
بلکه در قسمت دهانی و انتهای تحتانی ساز خمیدگی هائی دارد، قسمت دهانی از قمیش (زبانه)، تکیه گاه قمیش و لوله ای که دوبار خمیده شده است و به سر لوله اصلی ساز می رسد تشکیل شده است و در قسمت انتهای تحتانی، لوله اصلی به طرف بالا برگشته و مانند انتهای شیپور کمی گشادتر شده است.
این ساز نیز از دسته سازهای انتقالی است و مانند کلارینت در دو نوع سیستم انتقالی سی بمل و لا ساخته شده است.
در کلارینت باس سی بمل گاه یک عدد کلید اضافی برای ایجاد صدائی نیم پرده بم تر تعبیه شده است.
تعریف فرهنگ لغات :
کلارینت: از سازهای بادی چوبی بیشتر از جنس آبنوس و اخیرا فلز، دارای زبانه ای ساده، لوله ای استوانه ای و انتهای شیپوری. بر روی سطح لوله، کلیدهای بسیاری تعبیه شده است. بافت کلیدها بر روی کلارینت به دو علت پیچیده تر و کامل تر از سیستم کلید بندی در اوبوا است:
1. به دلایل آکوستیکی
2. به علت جدیدتر بودن این ساز نسبت به اوبوا
به همین دلیل صدای کلارینت از نظر رنگ طنین با اوبوا تفاوت دارد. میدان صدای کلارینت متجاوز از سه اکتاو است.
* * * * * * *
فاگوت 
سازی است دو زبانه ای و در این دسته از سازها، ساز بم شمرده می شود. طول لوله آن در مجموع کمی کم تر از 3متر است که دو پنجم آن، به خاطر راحتی اجرا و به دست گرفتن ساز بر روی خود خم شده و در کنار یا عقب لوله درازتر قرار گرفته است. زبانه ها به وسیله لوله نازکی به لوله اصلی ساز وصل شده اند. لوله اصلی ساز به طور نامحسوسی مخروطی شکل است. در نت نویسی این ساز از سه کلید استفاده می شود: کلید «فا» کلید «دو» و کلید «سل».
صدای این ساز در ناحیه باس است.
فاگوت را در کشورهای انگلیسیزبان «باسون» میخوانند.
* * * * * * *
اُبوا
ساز بادی چوبی دو قمیشی است که معمولاً در موسیقی کلاسیک غربی بکار میرود.
این ساز از دسته سازهای دو زبانه ای، متشکل از لوله ای مستقیم و کمی مخروطی است. طول آن حدود 60 سانتیمتر و انتهای تحتانی آن، ناقوسی شکل و کمی گشادتر از لوله اصلی است. به این ترتیب ابوا از سه قسمت دهانی، تنه و انتهای ناقوس متشکل است که می توانند از یکدیگر جدا شوند، در قسمت دهانی، دوزبانه، از جنس نی « طوری به هم بسته شده اند که انتهای بالائی آنها کمی آزاد است و ارتعاش شان سبب ایجاد صوت می شود. هنگام اجرا زبانه ها درون دهان قرار می گیرد (زبانه ها در تولید صوت باید کمی مرطوب باشند). تنه از یک لوله، و روی آن تعدادی کافی کلید تشکیل شده و به قسمت شیپوری ( ناقوسی) وصل می شود.
از انواع ساز ابوا، سازی است به نام «ابواد، آمور» که یک فاصله سوم کوچک بم تر از ابوا معمولی صدا می دهد، و به همین دلیل از دسته سازهای انتقالی است.
گفته میشود که ابوا (از طریق ساز قرون وسطایی شاوم که بعد از جنگهای صلیبی به اروپا آورده شد) ریشه در سرنای عربی و ایرانی دارد .
در دوره باروک
اولین ابوای باروک در اواخر سدهٔ ۱۷ در فرانسه ظهور کرد. ابواهای اولیه از سازی به نام شاون گرفته شده است؛ شاون سازی بود که در دوره های قرون وسطا و رنسانس بسیار مورد استفاده قرار می گرفت.
نواختن ابوا سختتر از نواختن سازهای بادی دیگر مانند فلوت و کلارینت است ومهارت زیادی لازم دارد.
موتزارت، باخ و ریچارد اشتراوس از آهنگسازانی هستند که برای ابوا کنسرتو نوشتهاند.
یوسف لطیف اولین نوازندهای بود که در موسیقی جاز تکنوازی ابوا اجرا کرد (سال ۱۹۶۳). بعد از او این ساز گهگاه در گروههای جاز دیده میشود
* * * * * * *
تــرومـپـت 
از سازهای بادی برنجی است و صدای آن زیرترین صدای سازهای بادی برنجی است.
ترومپت از نظر ظاهر بسیار شبیه به کورنت است. فرق آن با کورنت در لوله آن است که در بیشتر طول خود قطری یکسان دارد.
در قدیم آن را از شاخ حیوان می ساختند، و این نوع شیپور شاخی را ابتدا یهودیها به نام شوفار در معابد خود به کار می بردند و امروز هم در کنیسه ها از آن استفاده می کنند.
ترومپت فلزی را یونانیها و رومیها ساختند.
باخ و هندل یک نوع شیپور را به نام کلارینو در ارکستر خود وارد کردند. در اوایل قرن 19 ترومپت های پیستونی اختراع شد که امروزه در ارکستر سنفونیک وظیفه مهمی دارد.
لوله ترومپت در قسمت اعظم طول خود استوانه ای و به طور نا محسوس مخروطی است و در انتها به دهانه ای ناقوس شکل ختم می شود.
ترومپت دارای سه دگمه متصل به سه دریچه است، فشار بر دگمه اول، دریچه مربوطه را باز کرده و طول لوله را در مجموع آنقدر زیاد می کند که صدای حاصل یک پرده بم شود، دگمه دوم هرگاه به پائین فشار داده شود، صوت حاصل نیم پرده و دگمه سوم، یک پرده و نیم پرده می آید.
ترومپت از سازهایی است که صدائی بلند، نافذ و زیبا دارد. صدای دو ترومپت برابر است با 20 تا 30 ویولن در ارکستر. ترومپت از این نظر بیشتر در هم نوازی استفاده می شود.
قسمت دهانی ترومپت فنجانی شکل و کم عمق است و انتهای ساز به ناقوسی نه چندان بزرگ ختم می شود.
ترومپت در انواع موسیقیهای امروزی مانند موسیقی کلاسیک و موسیقی جاز و موسیقی مردمپسند و حتی در مراسم عزاداری و تعزیههای ماه محرم بکار میرود
از نوازندگان معروف ترومپت مورتایمر را می توان نام برد.
* * * * * * *
ترومبون
یکی از سازهای بادی برنجی است.
از نظر ظاهری با لوله کشوئی آن شناخته میشود. ترومبونهای رایج عملاً ترومپتهای آلتو و باس هستند.
این ساز مانند ترومپت متشکل است از لوله ای خمیده که قسمت بیشتر آن استوانه ای است و در انتها به ناقوسی نه خیلی گشاد ختم می شود و دهانی که فنجانی شکل است. اختلاف آن با ترومپت در مکانیسم به کار گرفته شدن لوله اضافی است که این نتیجه معمولاً نه به وسیله دگمه و دریچه، بلکه به وسیله لغزاندن یک قسمت از لوله در داخل قسمت دیگر آن تامین می شود. هرچه لوله در مجموع درازتر شود، اصوات حاصل به ترتیب بم تر خواهد شد. لوله اضافی در هفت وضعیت مختلف می تواند قرار گیرد. در وضعیت اول نتهای زیر متناسب با فشار لب نوازنده به صدا در می آیند و در وضعیت بعد، و وضعیت های بعدی اصوات حاصل به ترتیب نیم پرده بم تر می شوند ولی از آنجا که به دلائل اکوستیکی حصول اصوات بم بسیار دشوار است در عمل از آنها استفاده نمی شود.
نت این ساز با دو کلید «فا» برای اصوات بم و «دو» برای اصوات زیر نوشته می شود.
نام ترومبون از ایتالیائی میآید و به معنی «ترومپت بزرگ» است. ترومبون از دوره رنسانس در موسیقی مذهبی کلیساها بکار میرفت ولی در آثار ارکستری چندان رایج نبود. بتهوون با استفاده از این ساز در موومان آخر سمفونی پنجم خود آن را رایج کرد و بسیاری از آهنگسازان بعد از او به ترومبون نقشی در آثار خود دادند.
ترومبون در موسیقی جاز هم بسیار بکار رفته است. از نوازندگان مشهور ترومبون جاز میتوان از گلن میلر، جی جی جانسون، کی وایندینگ و تامی دورسی نام برد.
* * * * * * *
هورن
کُر یا هورن یا فرنچ هورن نامهای سازی است از خانواده سازهای بادی برنجی. این ساز در ۱۶۵۰ در فرانسه از روی شیپور شکار ساخته شد. بههمین دلیل در کشورهای انگلیسی زبان به فرنچ هورن (شیپور فرانسوی) معروف است، اگر چه بیشتر نوازندگان آن را فقط هورن مینامند. خود فرانسوی ها به آن کُر میگویند.
این ساز از لولهای نسبتاً طولانی درست میشود که برای سادگی دست گرفتن و نواختن آن را به صورت مارپیچ خم میکنند. کلیدهائی برای کوتاه و بلند کردن طول لوله نیز روی آن نصب شده است. قطر لوله این ساز مانند کورنت یا ساکسوفون بهتدریج گشاد میشود، یعنی لوله آن در نزدیک دهنی باریک است و به طرف انتهای ساز گشادتر میشود.
از سازهای بادی متعلق به خانواده ابوا، سازی دو زبانه ای، و در این دسته سازها، ساز بم شمرده می شود.
اصول ساختمان آن مانند کلارینت است. طول لوله آن در مجموع کمی کمتر از 3 متر است که دو پنجم آن، به خاطر راحتی اجرا و به دست گرفتن ساز بر روی خود خم شده و در کنار یا عقب لوله درازتر قرار گرفته است.
زبانه ها به وسیله لوله نازکی به لوله اصلی ساز وصل شده اند.
لوله اصلی ساز به طور نامحسوسی مخروطی شکل است.
در نت نویسی این ساز از سه کلید استفاده می شود:
کلید فا، کلید دو و کلید سل.
این ساز قادر به ایجاد اصوات قوی و ضعیف، انواع لگاتوها( اتصال اصوات پی در پی ملودی) و اصوات منقطع بوده و ترکیب آن با ساز کرانگله در ارکستراسیون بسیار معمول است.
در مقایسه با سازهای زهی، باسون صدایی معادل ویولن سل دارد و می تواند سه اکتاو اجرا کند.
* * * * * * *
پــیـانــو
یکی از سازهای صفحهکلیددار و مشهورترین آنها است. صدای پیانو در اثر برخورد چکشهایی با سیمهای آن تولید میشود. این چکشها در اثر فشردهشدن کلیدها (یا کلاویههای به حرکت در میآیند. سیمهای پیانو به صفحهای موسوم به «صفحهٔ صدا» متصل شدهاند که نقش تقویتکنندهٔ صدای آنها را دارد.
نام کامل ساز پیانو، پیانو فورته (Pianoforte) است، که از دو قسمت پیانو به معنی ملایم و فورته به معنی قوی تشکیل شدهاست، و به خوبی منعکس کنندهٔ توانایی این ساز در تولید صداهای ملایم و قوی میباشد.
پیانوهای اولیه ابعاد بزرگ، و شکل خاصی داشتند. آنچه که در اصطلاح به آن پیانوی بزرگ گفته میشود (و در ایران با نام نادرست پیانویرویال شناخته میشود) غالباً بیش از دو متر طول دارد و دارای در بزرگیاست که برای هرچهبهترشدن صدای پیانو، معمولاً در هنگام نواختن ساز این در را در وضعیت نیمهباز توسط پایهٔ کوچکی ثابت میکنند. انواع دیگر پیانو با نامهای پیانوی ایستاده یا دیواری (Stand یا Upright) پیانوی چهارگوش (Square) و غیره، ابعاد کوچکتری دارند و برای مصارف خانگی یا در اماکن عمومی طراحی شدهاند.
چکشهای پیانو به واسطهٔ مجموعهای از اهرمهای ظریف به کلیدهای پیانو متصل میشوند. به مجموعهٔ این اهرمها و چکشها عملگر یا Action پیانو گفته میشود. وظیفهٔ این مجوعه افزایش شتاب چکشها در برخورد به سیمها، و کنترل عکسالعمل بازگشتی آنها پس از برخورد به سیم است. معمولاً سر چکشها توسط لایهای از نمد یا الیاف مشابه طبیعی یا مصنوعی پوشانده میشود تا کیفیت صدای پیانو را بهبود ببخشد. کیفیت صدای پیانو متأثر از عوامل دیگری نظیر کیفیت صفحهٔ صدا و غیره نیز میباشد.
پیانو به عنوان مادر سازها و کاملترین ساز نیز شناخته میشود؛ علت نسبت دادن این لقبها به این ساز آن است که پیانو قادر است محدودهٔ بسیار گستردهای از اصوات را تولید کند در حالی که سایر سازهای اصیل موسیقی تنها بخشی از این محدودهٔ صدا را تولید میکنند. پیانو در شکل فعلیاش بیش از هفت اکتاو دارد و قادر به تولید فرکانسهایی از حدود ۲۰ تا ۵۰۰۰ هرتز میباشد، در حالی که در مقام مقایسه ساز ویولن تنها قادر به تولید کمتر از چهار اکتاو و بهترین خوانندهها تنها قادر به خواندن کمتر از سه اکتاو صدا هستند.
انواع پیانو
پیانو دیواری (Vertical - Upright)
پیانو اسپینت
پیانو کنسول
پیانوی بزرگ
البته پیانوهای بسیار زیادی در گذشته رایج بودهاند. برای مثال پیانوهای گنجهای، صرافی، میزی، میز منشی، دوطبقه و انواع دیگر. ولی امروزه دیگر آنها رواج ندارند و از پیانوهای پیشرفته تر استفاده میشود.
تاریخچه
پیانو را آقای بارتولومئو کریستوفوری در سال ۱۷۰۹ میلادی در شهر پادووای ایتالیا اختراع کرد. قبل از اختراع پیانو از سازی قدیمیتر به نام «هارپسیکورد» (Harpsichord)استفاده می شد. تفاوت عمده و مهمی که پیانو با سازهای مشابه قبل از خودش داشت آن بود که در سازهای مشابه قبلی، شدت صدای حاصل از فشردهشدن یک کلاویه، مستقل از شدت ضربهٔ واردشده بر کلید پیانو، مقداری ثابت بود، اما در پیانو نوازنده قادر بود با ملایم ضربهزدن به کلیدها صدایی نرمتر ایجاد کند، یا با ضربات محکمتر صدایی درشتتر با پیانو تولید کند. همین ویژگی باعث شد که به سرعت پیانو مورد توجه آهنگسازان قرن هجدهم میلادی قرار بگیرد.
* * * * * * *
تمبک
(تنبک، دمبک، دنبک یا ضَرب) یکی از سازهای کوبهای پوستی است و از نظر سازشناسی جزو طبلهای جامشکل محسوب میشود که از این خانواده میتوان به سازهای مشابه مانند داربوکا در کشورهای عربی و ترکیه و همچنین زیربغلی در افغانستان اشاره کرد. قدمت تمبک با نامهای پهلوی دمبلک و تنبور به پیش از اسلام میرسد و طبق نظر دکتر معین دمبک صورت دگرگونشده همین نام است. از دیدگاه زبانشناسان واژه Tambourine که در زبانهای اروپایی برای تمبک بکار میرود از واژه تنبور پهلوی وام گرفته شده ست.
تمبک در چند دهه اخیر پیشرفت چشمگیری کرده و به عنوان سازی تکنواز و مستقل مطرح شده است؛ این پیشرفت مرهون زحمتهای استادان این ساز است که در این میان نقش استاد حسین تهرانی به قدری اهمیت مییابد که از او میتوان با عنوان پدر تمبک نوازی نوین ایران یاد کرد. در جهانی ساختن این ساز،مرحوم ناصر فرهنگ فر و بهمن رجبی و امیر ناصر افتتاح نیز نقش مهمی داشته اند که در این بین تنها بهمن رجبی در قید حیات می باشند.
از میان سازهای ضربی موسیقی ایران تمبک کاملترین سازی است که تاکنون ساخته شده و آن را از گل پخته و چوب می سازند.
معمولا روی ضرب پوست بره می کشند و نوع گلی بزرگ آن را در زورخانه به کار برده و می برند و برای استقامت بیشتر روی آن را پوست گوسفند می اندازند.
این ساز از دو قسمت کلی و استوانه ای شکل تشکیل شده، قسمت اول( بالا و هنگام نواختن) به قطر تقریبی 25 تا 30 سانتی متر و به طول 45 سانتی متر،؛
که سطح بالائی آن پوست کشیده شده و در پائین به قسمت دوم متصل شده است و این قسمت عبارت است از استوانه باریکتری که در انتها( پائین) کمی گشادتر شده و به دهانه ای باز منتهی گشته است. جنس تمبک معمولی از چوب است.
تمبک به منظور نواختن به طور افقی روی ران نوازنده نشسته قرار می گیرد و او دست چپ خود را در بالا و دست راست را در کنار راست تمبک قرار می دهد و با انگشتان، نرمه و تمام دست خود بر قسمت های مختلف( مرکز، میان، کنار) پوست می کوبد.
صوت تمبک بدون ارتفاع معین است.
از آنجا که وسیله کوبیدن روی ساز انگشتان انسان است و این وسیله قادر است بر روی تمبک ریزه کاری و شیرین کاری های فراوان اعمال کند می توان از آن به عنوان تکنواز استفاده های شایان و جالب کرد.
نقش همنوازی در این ساز نه فقط همراهی ساز یا آواز و تامین و نگهداری ضرب موسیقی است بلکه طی 25 سال اخیر به ابتکار حسین تهرانی و همکاری دیگران ارکستری مرکب از گروه تمبک نوازان تشکیل شده قطعه هائی اجرا کرده اند.
تمبک زورخانه:
شکل ظاهری آن با تمبک معمولی کمی اختلاف دارد، قسمت بالائی آن به شکل جام (کاسه) و قسمت دنباله (در پائین) مخروطی تر از تمبک معمولی است. علاوه بر این تمبک زورخانه را از گل پخته می سازند. صدای آن نیز بم تر و قوی تر از تمبک معمولی است.
بلندی ساز 45 و قطر دهانه پوستی 48 سانتی متر است.
بهترین تمبک ها ساخت شیراز است.
* * * * * * *
دف
در نگاهی به ریشه کلمه دف در می یابیم که در آغاز دوب بوده است که در زبان سومری به معنای لوحه و خط به کار رفته است و بعد از آن به دوپو و توپو تبدیل گردیده و بعد وارد زبان آرامی به دوپ تبدیل شده و بعد ها از سرزمین پارسیان وارد کشورهای عرب شده و به نام دف مشهور گردیده است.
این ساز از جنس چوب به طور کمانه از دو طرف به یکدیگر وصل شده و شکل دایره به خود گرفته و در یک طرف این دایره پوست کشیده می شود و در طرف دیگر یک فرورفتگی در چوب وجود دارد که آن را شستی می گویند و در درون دایره حلقه های فلزی آویزان می کنند که این حلقه ها با پوست در تماس هستند و نوازنده از آنها در مواقع دلخواه استفاده می کند.
قدمت این ساز به طبق روایات ادبیات ایران باستان به دوران سامانیان می رسد و از تصاویر به دست آمده از سفالها و نقاشی های قدیمی به پیش از میلاد مسیح بر می گردد.